|

ما که رفتیم ولی یادت باشه دیونه بودیم
واسه تو یک عمر اسیر تو کنجاین خونه بودیم
ما که رفتیم تو بمون با هرکی که دوسش داری
با اونی که پنهونی سر روی شونش می ذاری
ما که رفتیم ولی این رسم وفاداری نبود
قصه چشمای تو واسه من تکراری نبود
ما که رفتیم ولی خوب موندی سر قول وقرارا
خوب رها کردی دستامو اول بهار
ما که رفتیم حالا تو میمونی و عشق جدید
میدونم چند روز دیگه میشنوم که جدا شدید
ما که رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود
دل ما لایق این که بندازیش زمین نبود
ما که رفتیم چشم تو عجب نگاهی داشت
جمله پر عشق تو چه وعدهای داشت
ما که رفتیم ولیکن قدر تو دونسته بودیم
بشترم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم
ما که رفتیم تو برو دل بده به دیگری
به قول حافظ ما هم داریم یه یار سفری
ما که رفتیم تو بمون زیر نگاه عاشقش
ارزوم اینه تلف نشه دقایقش
ما که رفتیم تو برو دنبال تعالع خودت
ببینم سال دیگه کی میاد تولدت
ما که رفتیم تو بمون با اون کسی که از راه اومده
اون که با اومدنش خنجر به قلب من زده
ما که رفتیم دل ندید به عشق کاغذی
لااقل می اومدی پیشم واسه خدافظی


دیدم در آن کویر درختی غریب را محروم از نوازش یک سنگ رهگذر تنها نشسته ای بی برگ و بار زیر نفسهای آفتاب در التهاب در انتظار قطره باران در آرزوی آب ابری رسید چهر درخت از شعف شکفت دلشاد گشت و گفت ای ابر ای بشارت باران آیا دل سیاه تو از آه من بسوخت؟ غرید تیره ابر برقی جهید و چوب درخت کهن بسوخت چون آن درخت سوخته ام در کویر عمر ای کاش خاکستر وجود مرا با خویش می برد باد باد بیابانگرد ای داد دیدم که گرد باد حتی خاکستر وجود مرا با خود نمی برد..


|